معصومه باروئیمعصومه باروئی، تا این لحظه: 23 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره
وبلاگ عزیزموبلاگ عزیزم، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره
مامانمامان، تا این لحظه: 60 سال و 1 ماه و 6 روز سن داره
زنداداش سمانهزنداداش سمانه، تا این لحظه: 37 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره
داداش محمدداداش محمد، تا این لحظه: 37 سال و 4 روز سن داره
داداش صادقداداش صادق، تا این لحظه: 35 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
داداش امیرداداش امیر، تا این لحظه: 33 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره
زنداداش فروزانزنداداش فروزان، تا این لحظه: 32 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
دبیر جانمدبیر جانم، تا این لحظه: 42 سال و 7 ماه سن داره
حسینحسین، تا این لحظه: 4 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره
زنداداش نگارزنداداش نگار، تا این لحظه: 36 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره
رادمهررادمهر، تا این لحظه: 2 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
سالگرد عقد داداش محمد و زنداداش سمانهسالگرد عقد داداش محمد و زنداداش سمانه، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
سالگرد عروسی داداش محمد و زنداداش سمانهسالگرد عروسی داداش محمد و زنداداش سمانه، تا این لحظه: 9 سال و 29 روز سن داره
سالگرد عقد داداش امیر و زنداداش فروزانسالگرد عقد داداش امیر و زنداداش فروزان، تا این لحظه: 5 سال و 7 ماه و 30 روز سن داره
سالگرد عروسی داداش امیر و زنداداش فروزانسالگرد عروسی داداش امیر و زنداداش فروزان، تا این لحظه: 4 سال و 6 ماه سن داره
سالگرد عقد داداش صادق و زنداداش نگارسالگرد عقد داداش صادق و زنداداش نگار، تا این لحظه: 3 سال و 20 روز سن داره

دنیای خاطراتم

پاییز ۹۹ 🍁🍂

1399/8/4 0:55
نویسنده : معصومه باروئی
127 بازدید
اشتراک گذاری

پاییز
وفادار ترین فصل خداست
حافظه ی خیس خیابان های شهر را
همیشه همراهی می کند
لعنتی، هی می بارد و می بارد…
و هر سال
عاشق تر از گذشته هایش
گونه های سرخ درختان شهر را
می بوسد و
لرزه می اندازد به اندام درختان
و چقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشق
برای لمس تن زمین
که گاهی افتادن
نتیجه ی عشق است…

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)