دنیای خاطراتم

1

شروع سال تحصیلی

      به نـــــــــــام خــــدا ... سلام امرزو حال و هوای خانه ی ما حال و هوای اول مهر بود. چرا که سال تحصیلی معصومه جون (خواهر قشنگم) رفت کلاس اول دیشب هم با دنیایی از ذوق کیفش را آماده کردم. کتاب های جدیدش را که با جلد های زیبایی  که باذوق و سلیقه ی خودش بود جلد کرده بودیم وتمام لوازم التحریری را که نیز به سفارش وانتخاب خودش خریده بودیم را داخل  کیفش گذاشتم  به این امید که امروز اونیز سال تحصیلی جدیدش را آغاز کند و  بدون  دغدغه وسختی درس بخواند. خداوندا خواهر گلم را یاریش کن   خواهر گل...
29 مرداد 1392

مهد قرآن رفتن خواهر گلم ....

      به نام خدا ... سلام به دوستای گلمون اومدم با یک پست جدید از عکس های خواهر یکی یکدونم که امسال میره مهد قرآن و سال دیگه کلاس اول قربون خواهر یکی یکدونم                           ...
28 مرداد 1392

2سالگی خواهر گلم

        به نـــــــــــــــــام خــــــدا ... آیا میدانید چرا اسم خواهر من معصومه باروئی شد؟!! روزی که معصومه به دنیا آمد تصمیم گرفتیم  اسم اورا زینب بگذاریم چون بابا ما به حضرت زینب(ع) علاقه زیادی دارند. همه ی ما میدانستیم  که روزی که پدرمان به اداره ثبت احوال  بروند تا برای خواهر کوچولویمان شناسنامه بگیرند ،بااسم زینب شناسنامه خواهند گرفت. اما خواهرم بنا به اتفاق دقیقا درروز تولد حضرت معصومه متولد شدند و پدرم گفتند حالا که این اتفاق میمون  و مبارک همزمان با تولد خواهرم شده معنیش اینست که خود حضرت معصومه نام دختر کوچولو مارا انتخ...
27 مرداد 1392

برگشت بابامون از مکه ...

      به نــــام خدا ... سلام به همه دوستای گلمون این اولین پستی هستش که دروبلاگ خواهر گلم ثبت میکنم و اومدم عکس هایی که مربوط میشه به برگشت بابامون  ازمکه رو بگذارم و خواهر عزیزم اون موقع یک ساله بودش    خواهر گلم وقتی بهش میگیم اخم کن ازسمت راست: داداش امیرمون و معصومه خواهر گلم و دوست بچگی های من و محمد و امیر           خودم و خواهر گلم(داداش صادق) ...                         ...
26 مرداد 1392
1